X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



عکس 2 عکس سفر تفریح

عکس 2 عکس سفر تفریح

لينك هاي روزانه
Daily Links

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 3
» بازديد ديروز : 3
» افراد آنلاين : 2
» بازديد ماه : 5
» بازديد سال : 445
» بازديد کل : 445
» اعضا : 0
» مطالب : 31

نقد فیلم آذر


تاریخ انتشار پست : 1396/9/20 بازدید : 4

کارگردان : محمد حمزه ای

نویسنده : احسان بیگلری، پریسا هاشم‌پور

بازیگران : نیکی کریمی، حمیدرضا آذرنگ، هومن سیدی، لیلا زارع، مائده طهماسبی، فرید سجادی حسینی، هستی مهدوی‌فر، مهران نائل، شیرین آقارضاکاشی، مانیا علیجانی، پژمان جمشیدی

خلاصه داستان : آذر و همسرش زندگی آرام و صمیمانه ای دارند اما همسر وی طی یک درگیری با پسرعمویش مرتکب قتل وی می شود و آرامش از زندگی آنان رخت بر می بندد. همسر آذر به زندان می افتد و آذر برای آزاد کردن او بهای بسیار سنگینی را می پردازد.

حضور کارگردانان کار اولی در سینما که با ستارگانی که مردم دوستشان دارند همکاری می‌کنند، همانقدر که می‌تواند خوب باشد و نتیجه ای مطلوب به همراه داشته باشد، به همان اندازه نیز می‌تواند یک کارگردان جوان و تیم همراهش را به ورطه نابودی بکشاند، این که از لحظه آغازین فیلم تا انتهای آن تمام تلاش کارگردان و نویسنده بر این باشد تا ضعف‌های بی شمار اثر را در پشت نام بازیگران پنهان کنند، قطعا بیننده را با اثری مواجه خواهند کرد که هیچ بازدهی مناسبی ندارد، نه حرف خاصی می‌زند، نه از لحاظ سینمایی درست کار می‌کند و نه اینکه جذابیتی برای بیننده دارد. اتفاقی که به وضوح در فیلم «آذر» رخ می‌دهد، فیلمی که نه تنها ایده و طرحی درست ندارد، بلکه می‌خواهد به ضرب و زور قرار دادن چند بازیگر مطرح و به وجود آوردن شخصیت‌ها و موقعیت‌هایی غیرقابل باور جذابیتی دروغین را ایجاد کند، اما به دلیل اینکه مجموعه‌ای از المان‌های بد را در کنار هم قرار داده است موفق به انجام هیچ حرکت مثبتی نمی‌شود.

Azarنویسنده و کارگردان از همان صحنه ابتدایی فیلم قصد دارند تا برخی مسائل را پایه ریزی کنند و در ادامه از آن‌ها استفاده نمایند، مثلا اینکه شخصیت آذر در ابتدای فیلم و در صحنه‌ای بد و زننده در حال موتورسواری است، موضوعی که در ادامه فیلم به بدترین شکل ممکن از آن استفاده شده است، و موتورسواری یک زن نه تنها برای بیننده جذاب نیست، بلکه نتیجه عکس هم می‌دهد و خنده دار به نظر می‌رسد، تمام استفاده نویسنده و کارگردان از این موتور، بردن چند پیتزا توسط شخصیت آذر و تصادفی است که او با موتور دارد، در واقع مشکل اصلی فیلم نیز در همینجاست، اینکه نه کشمکش‌های درام به درستی تعریف شده‌اند، نه خرده اتفاقات فیلم باور پذیر و تاثیرگذار هستند و پیش از همه این‌ها درامی شکل نمی‌گیرد تا بتواند به عنوان اثری اجتماعی تاثیری روی بیننده بگذارد. داستان فیلم تکراری و کلیشه‌ای است، داستانی که بسیار هم به طول می‌انجامد تا در روند تلاطم قرار گیرد، و حوصله بیننده را سر خواهد برد، اینکه شخصی به طور غیر عمد یکی از عزیزان خود را بکشد و به دردسر بیفتد، دیگر به این سبک و سیاق تاثیری روی بیننده نخواهد گذاشت. حال اگر از کنار این تکرار خسته کننده نیز عبور کنیم، به نگاهی به شدت سطحی و ناپخته از سوی نویسنده درباره موضوعی خاص برخواهیم خورد. «آذر» می‌خواهد در مورد اجتماعی حرف بزند که زندگی کردن در آن سخت است، و البته که زندگی کردن برای یک زن تنها که همسرش در زندان است و بچه‌ای نیز دارد سخت تر است، اما آن قدر نوع پرداخت به این موضوع در فیلم سطحی است و هیچ پیچ و خم و حتی سادگی درستی هم ندارد، که قطعا در عوض اینکه بیننده را به فکر وادارد، بین خود و او فاصله‌ای زیاد ایجاد خواد کرد. از زمانی که گره فیلم با همان شکل بد و تکراری افکنده می‌شود، سیر مشکلات به صورت تیتروار به شخصیت آذر روانه خواهد شد، بدون اینکه پرداختی روی شخصیت‌ها و اتفاقات صورت گیرد، و این مشکلات آن قدر کم جان و بی رمق در فیلم تعریف شده‌اند که گویی خود نویسنده و کارگردان نیز از موقعیت‌ها شناخت درستی نداشته‌اند و چون تلاششان بر این بوده تا یک زن و مشکلاتش را به تصویر بکشند، و خودشان مرد هستند و با پوست و گوشتشان این موقعیت‌ها را تجربه نکرده‌اند، قطعا نباید توقع نتیجه‌ای جز این را داشت که موقعیت‌ها و عکس العمل‌ها باورز پذیر نباشند، حال آنکه نمونه‌های زیادی در تاریخ سینمای داشته‌ایم که کارگردان مرد‌، مصائب و مشکلات یک زن را به تصویر کشیده است، اتفاقی که هیچ گاه در «آذر» رخ نمی‌دهد.

Azarشخصیت‌ها در فیلم «آذر» به شدت منفعل و غیر قابل باور هستند، از خود آذر گرفته که شخصیت محوری داستان است تا همسرش، عموی همسر و سایر شخصیت‌ها، اینکه چرا عموی همسر آذر تا این حد با او مشکل دارد مشخص نیست و تنها مساله‌ای گنگ برای نمایش فشار مضاعفی است که بعدها توسط عمو به او وارد می‌شود، سراسر فیلم پر است از این موقعیت‌ها و شخصیت پردازی‌های غیر اصولی و بی رمق، موقعیت‌هایی که یک زن تنها در شرایطی سخت (که البته به هیچ وجه این شرایط سخت را نمی‌توان حس کرد و تاثیری روی بیننده نمی‌گذارد) در آن‌ها قرار می‌گیرد آن قدر به یکباره و پشت سر هم اتفاق می‌افتند که هیچ کدامشان به درستی تعریف نمی‌شوند و نمی‌توانند تاثیری روی بیننده بگذارند، وقتی هدف این است تا از مشکلی خاص صحبت شود، آن هم در سینما به هیچ وجه نمی‌شود که به چند موقعیت کاملا سطحی و باور ناپذیر بسنده کرد و البته که اگروجود این تنگناها به این شکل غیر اصولیی بیشتر شوند، تاثیر بیشتری نخواهند گذاشت، بلکه وقتی تاثیر گذار خواهند بود که به درستی تعریف شوند و شکلی باورپذیر و منطقی به خود بگیرند، حال اگر حتی یک مشکل مطرح باشد، همان می‌تواند تاثیر خود را بگذارد.

Azarبازی‌های بازیگران آن قدر در فیلم بد است که مجموعه تمام ضعف‌های فیلم را کامل کند، نیکی کریمی که در شخصیت آذر ظاهر شده و تمام مشکلات روی سرش ریخته، علاوه بر اینکه شخصیت پردازی بدی دارد، به بدترین شکل و با عرضه بدترین احساس ممکن نقشش را بازی کرده است، زنی که به شدت تحت فشار است اما خم به ابرویش نمی‌آید،کوچکترین آشفتگی‌ای در چهره و بازی او دیده نمی‌شود و با همه این تفاسیر بناست تا نماینده زنانی باشد که در جامعه چنین مشکلاتی دارند. او صرفا نامی در فیلم است تا احیانا تماشاگران را به سینما بکشاند، بیماری‌ای که سال‌هاست گریبان سینمای ما را گرفته و ظاهرا نه تنها رهایش نمی‌کند بلکه بیشتر و بیشتر نیز می‌شود، هومن سیدی نیز نقشی کوتاه و شاید تکراری در ظاهر یک پسر شرور را دارد، حمیدرضا آذرنگ نیز به هیچ وجه حس خوبی در فیلم و ایفای نقشش ندارد، سایر بازیگران نیز همین وضعیت را دارند، البته پیش از اینکه کارگردان توانایی بازی گرفتن از بازیگران را نداشته باشد و البته بازیگران نیز به هر دلیلی نخواهند یا نتوانند حس خوبی را به خود بگیرند، دلیل اصلی این امر، ضعف فیلمنامه، شخصیت پردازی و فضاسازی فیلم است. یعنی زمانی که شخصیت شکل درستی ندارد، فضای فیلم بسیار بی روح است و کارگردان بر فضای فیلمش تسلط ندارد، قطعا بازی‌های خوبی نیز نمی‌توان از بازیگران دید.

در نگاهی کلی، «آذر» فیلم ضعیفی است که حتی پتانسیل قوی شدن را هم دارا نیست، زیرا داستان و فیلمنامه خوبی ندارد، کارگردانی آن بد و نوع نگاهش به یک موضوع خاص کاملا سطحی و کهنه شده است، درامی در آن شکل نمی‌گیرد و کشمکش‌های فیلم تنها به چند حرکت خنثی و دیالوگ‌های معمولی ختم می‌شوند، دوربینی که در بسیاری از زمان‌های فیلم بی دلیل روی دست گرفته شده نیز به فاکتورهای بد فیلم اضافه خواهد شد، فیلم می‌خواهد در مورد سختی‌های یک زن با تمام مشکلاتش حرف بزند، اما در دور ترین فاصله از این اتفاق ایستاده است و به دلیل مشکلات فراوانی که دارد، کوچکترین تاثیری نمی‌تواند بگذارد.

اختصاصی نقدفارسی

منتقد: عباس نصراللهی


"منبع: سایت نقد فارسی"

دسکتاپ های مجازی


تاریخ انتشار پست : 1396/9/10 بازدید : 2

بالاخره مایکروسافت قابلیت ایجاد دسکتاپ‌های مجازی را به‌عنوان یکی از امکانات پیش‌فرض در ویندوز 10 در اختیار کاربران قرار داده و به کمک این قابلیت، مدیریت آسان‌تر و منظم‌تر محیط کاربری ویندوز را برای کاربران فراهم کرده است. تابه‌حال از این قابلیت استفاده کرده‌اید؟

 

همان‌طور که می‌دانید برای اجرای برنامه‌ها در دسکتاپ‌های مجازی باید روی آیکون Task View در کنار منوی استارت (پایین سمت چپ) کلیک کرده و از صفحه‌به‌نمایش درآمده گزینه‌ New Desktop را کلیک کنید. در ادامه نیز به دسکتاپ مجازی جدید مراجعه کرده و فایل یا برنامه موردنظر را در آن اجرا کنید.

 

به‌نظر شما راه‌حل ساده‌تری برای اجرای سریع‌تر این عملیات وجود دارد؟ ترفند زیر این امکان را برای شما فراهم می‌کند:

 

به لینک زیر بروید و نرم‌افزار رایگان VDesk را با حجم کمتر از 12 کیلوبایت دانلود کنید:

http://tiny.cc/click_vdesk

 

فایل دانلودی را در محلی دلخواه روی هارد‌دیسک رایانه ذخیره کنید. (نیازی به نصب برنامه وجود ندارد)

 

به محل ذخیره‌سازی فایل Vdesk.exe مراجعه کرده و پس از کلیک راست روی این گزینه کلیک کنید تا خط فرمان اجرا شود:

Open command window here فرمان زیر را در خط فرمان وارد کرده سپس کلید اینتر را فشار داده و در پایان پنجره خط فرمان را ببندید.

 

vdesk –install با اجرای مرحله 4، عملیات نصب و فعال‌سازی برنامه به پایان رسیده و چنانچه روی هریک از برنامه‌های اجرایی در ویندوز کلیک راست ماوس را فشار دهید گزینه‌ای با عنوان Open in new virtual desktop را مشاهده خواهید کرد. کلیک روی این گزینه موجب ایجاد یک دسکتاپ مجازی جدید، ورود به دسکتاپ مجازی و اجرای برنامه موردنظر در دسکتاپ ایجاد شده خواهد شد و همه این عملیات به‌طور خودکار در کسری از زمان انجام می‌گیرد.

منبع:jamejamonline.ir


چگونه تمرکزمان را تقویت کنیم؟


تاریخ انتشار پست : 1396/9/2 بازدید : 5

وجود عوامل و فاکتورهای مختلف در محیط پرامون و کار باعث می‌شود تمرکز و توجه به کاری که مشغول انجام آن هستیم سخت شود.

 

داشتن تمرکز به فرد اجازه می‌دهد جهان درونی خود را به گونه‌ای شکل دهد که افکار، انگیزه‌ها و احساسات با اهدافی که در مغز اولویت خواهند داشت،‌ مرتبط باشد.

 

توانایی به حفظ تمرکز و توجه از سنین پایین شروع می‌شود و به فرد کمک می‌کند در طول زندگی موفق باشد. فاکتورهای متعددی وجود دارند که مهارت‌های فرد در تمرکز کردن را ارتقاء داده یا آن را مختل می‌سازد.

 

سایت مدیکال نیوز تودی به چند راهکار اشاره کرده که با کمک آن‌ها می‌توان تمرکز را با سرعت بیشتر و موثرتری بهبود داد.

 

حضور در فضای سبز: بررسی‌ها نشان می‌دهد شرایط و محیط طبیعی همچون قرار گرفتن در فضاهای سبز می‌تواند برای رشد مغز کودکان و تقویت سطح تمرکز و افزایش بازدهی در دانشگاه و محیط کار مفید باشد.

 

تغییر چیدمان محل کار و زندگی: محیط اطراف می‌تواند نقش حائز اهمیتی در میزان تمرکز داشته باشد. با اعمال تغییراتی روی میز کار فضایی را ایجاد کنید تا برای حفظ تمرکز مناسب باشد.

 

بهبود سطح کیفیت سلامت: فعالیت جسمی، رژیم غذایی و وزن فاکتورهای هستند که بر عملکرد و سطح تمرکز فرد تاثیر می‌گذارد. به طور مثال، اگر وعده غذایی صبحانه را حذف کنید نمی‌توانید تا هنگام وعده نهار کاری که مشغول به انجام آن هستید به بهترین شکل انجام دهید. توجه به وضعیت سلامت، فعال بودن و مصرف خوراکی‌های تقویت کننده تمرکز از نکات مهم به حساب می‌آیند.

 

منبع: سلامت نیوز

هتل پارسیان اوین تهران


تاریخ انتشار پست : 1396/8/24 بازدید : 11

هتل پارسیان اوین تهران


هتل پارسیان اوین تهران :اگر بگویند تهران کنونی تفاوتی از زمین تا آسمان با تهران قدیم دارد جای تعجب نیست.مردم در تهران قدیم برای محافظت بیشتر از خود در زیر زمین زندگی میکرده اند که  آثاری از ان سبک زندگی امروزه مشاهده نمیشود.تفاوتی در سبک زندگی در طول قرون و اعصار که تهرانی ها را از علاقه به زندگی در زیر زمین به زندگی در آسمان خراش ها سوق داده است. تهران در گذشته های دور بر خلاف تهران کنونی فرشی سبزفام از باغ ها و بستان ها بوده است. آثاری که در قلب تهران قدیم بر وجود ساکنان نخستین آن در اعصار ما قبل تاریخ شهادت دهند، به فرض وجود، بر اثر توسعه شهر از میان رفته است . با وجود این می توان گفت که زمین های واقع در بینکوه توچال در شمال تهران و چشمه علیدر ری باستان در اعصار ماقبل تاریخ مسکونی بوده است. عمارت ها و کاخ های زيادی درشهر تهران وجود دارد که بيشترين آن ها به دوره های صفويه وقاجاريه تعلق دارد. سردر باغ ملی، بازار تهران، کاخ گلستان، کاخ مرمر، موزه جواهرات ملی ایران، مجموعه کاخ سعدآباد، برج آزادی، موزه کاخ صاحبقرانیه(نیاوران)، و ده ها جاذبه گردشگری ازجمله پارک ملت، درکه، بوستان جمشیدیه، تله کابین توچال از دیگر مکان های دیدنی شهر تهران محسوب می شوند. خوشبختانه هتل های شهر تهران با تعداد و تنوع زیاد می تواند به آسانی پذیرای میهمانانی باشد که قصد اقامت در پایتخت کشور را دارند.از هتل هایی با قدمت بیشتر مانند هتل پارسیان استقلال و پارسیان اوین گرفته تا هتل های نوساز و مجلل مانند هتل اسپیناس پالاس.با هر سلیقه و با هر توان مالی میتوانید درهتل های شهر تهران اقامت کنید.تهران بعنوان بزرگترین شهر ایران و بیست و پنجمین شهر پرجمعیت تهران هر ساله میزبان رویداد های بزرگ صنعتی و فرهنگی است.برگزاری نمایشگاه های گوناگون صنعتی و در همه حوزه ها و برگزاری سمینارها و همایش های گوناگون و دارا بودن بیشترین تعداد دانشجو در ایران،تهران را به مهمترین مقصد سفرهای کاری و حتی تفریحی نموده است.با وحود تنوع و تعداد بسیار زیاد هتل در تهران همواره در فصول خاصی رزرو هتل و یافتن مکانی برای اقامت به سختی صورت میگیرد.با این همه،رزرواسیون هتل پارمین با عقد قرار داد با همه هتل های شهر تهران و ایجاد بستری  جهت رزرو خانه های دارای مجموز تحت عنوان خانه مسافر همراه شما در رزرو هتل و محل اقامت خواهد بود.شما میتوانید رزرو هتل یا خانه مسافر دلخواه خود را در سامانه رزرو اینترنتی پارمین انجام دهید.


تجریش گردی با پارمین

اگر به اندازه کافی وقت و حوصله دارید، می توانید یک روز خود را به بازدید از مکان های تاریخی و تفریحی نزدیک میدان تجریش اختصاص دهید. از معروف ترین این مکان ها، بازار میوه تره بار تجریش است که از یک طرف به میدان تجریش، از سمت دیگر به امام‌زاده صالح و کوچه‌ های اطراف آن راه دارد. به جرات می توان گفت بهترین میوه های دست چین شده در تهران را در بازار بزرگ میوه تره بار تجریش می توان خریداری کرد.

اگر وقت کافی برای زیارت دارید، امام زاده صالح که نام زیارتگاهی در محله تجریش تهران است، گزینه مناسبی برای شما خواهد بود. این امام زاده از بزرگترین و مشهورترین زیارتگاه های تهران است که روزانه تعداد زیادی از مردم برای زیارت به اینجا می آیند.

امامزاده صالح نام زیارتگاهی در محله تجریش تهران است. آن گونه که از کتیبه بالای سردر صحن برمی آید و براساس کتب بحرالانساب و کنز الانساب، از پسران امام موسی کاظم و برادران امام هشتم شیعیان علی پسر موسی (رضا) است. این زیارتگاه یکی از بزرگترین و مشهورترین زیارتگاه های تهران است. بنای امامزاده از سال ۱۳۵۱ در فهرست آثار ملی ایران قرار گرفته و به شماره ۹۰۹ ثبت گردیده است. تعداد زوار این امامزاده در حدود ۳۰ هزار تن در روز برآورد شده است.

بنای بقعه اصلی شامل ساختمان چهارگوش بزرگ و مستحکمی با دیوارهای قطور است و فضای درونی آن تقریباً 6/5 متر مربع مساحت دارد. وضع طاق نماها و معماری ساختمان و پوشش آن از معماری بناهای سدهٔ هفتم و هشتم است. بنا به شواهد در امامزاده صالح کتیبه ای به سال ۷۰۰ ق وجود داشته که ظاهراً در تعمیرات و تغییر مدخل بنا از میان رفته است که بنا بر آن همزمان با پادشاهی غازان خان بوده است.

در داخل حریم وسیع امامزاده صالح صندوقی چوبین وجود دارد که احتمالاً به دوران اواخر صفوی یا افشار تعلق دارد و ضریح ممتاز نقره ای آن که اضلاع شرقی و شمال شرقی و غربی آن دارای محفظه مشبک مزین به نقره و ضلع جنوبی آن مشبک چوبی است از وقفیات مرحوم آقای میرزا سعیدخان وزیر امور خارجه اواخر قاجار است. در توسعه اول در حدود ۱۲۰۰ ق مسجد، حسینیه و حمام در صحن شمالی و در زمین هایی که توسط شجاع السلطنه، پسر ششم فتح علی شاه وقف امامزاده شد ساخته شده است.

ایوان ورودی و رواق در سمت شمال حرم واقع است و بالای حرم در رواق، لوح مستطیل خشتی کاشی کاری شده است که تاریخ ۱۲۱۰ هجری قمری را بر خود دارد و نام فتح علی شاه بر آن حک شده است. هلاکو میرزا فرزند فتح علی شاه قاجار در سال ۱۲۱۰ ق، بانی بازسازی و آذین کاری آن بوده است. وی گنبد را با کاشی پوشاند و در ورودی را از غرب به شمال که حیاط موقوفه پدرش بود بازگرداند. کتیبه ای بدین مضمون در بالای ورودی حرم نصب شد که اکنون موجود نیست.


 موزه سینما واقع در باغ فردوس، باغ موزه هنر ایرانی، موزه دکتر حسابی و موزه موسیقی تهران، از موزه های نزدیک به میدان تجریش می باشد که پیشنهاد می گردد حداقل از تعدادی از آنها بازدید به عمل آورید. همچنین می توانید انواع غذاهای فرنگی و سنتی را در رستوران ها و فست فودهای مجاور میدان سفارش دهید.

موزهٔ سینمای ایران یکی از موزه های شهر تهران است. در این گنجینه، عکس ها، اسناد و وسایل و تجهیزات قدیمی سینما از شخصیت های سینمایی نظیر دوبلورها و فیلم سازان و نیز پشت صحنه فیلم های بزرگ، پوسترها و دیگر اشیای وابسته به سینما به نمایش گذاشته شده است. این موزه شامل چند سالن با عنوان های دفاع مقدس، کودک و نوجوان، دوبله و موسیقی و ارامنه است. این مجموعه دارای دو سال سینما با ظرفیت های ۲۰۵ و ۱۲۱ نفر نیز می باشد. این موزه در شهریورماه ۱۳۷۳ توسط شرکت توسعه فضاهای فرهنگی وابسته به شهرداری آغاز به کار کرد.

از بوستان های زیبای تهران که نزدیک به محله تجریش می باشد، پارک ملت است. در پارک ملت به ویژه در اوقات عصر و رو به شب، نورپردازی زیبایی  به نمایش گذاشته می شود. این بوستان، یکی از نخستین جاذبه های تفریحیست که یک شهروند تهرانی به یک گردشگر پیشنهاد می کند. در قسمت غربی پارک، یک حیات وحش کوچک وجود دارد که در آن انواع پرندگان و حیوانات نگهداری می شود. در قسمت مرکزی پارک، آبنمایی بزرگ وجود دارد که بر روی آن، پلی زردرنگ بنا شده است و در آن طرف پل، رستوران و کافی شاپ قرار دارد که منظره ای رو به آب نما دارد که بسیار زیبا و چشم نواز می باشد.

سفر به شیوه پارمین به شهر تهران

ما برای همراهی در تمام طول سفر با شما، ابتدا مشکلات را شناسایی کرده ایم.. اگر این مشکلات برای شما هم پیش آمده باشد برنامه ما می تواند به شما کمک کند. مشکلاتی نظیر سردرگمی، پیدا نکردن آدرس، عدم اطلاع از اماکن گردشگری نزدیک به هم، پیدا نکردن جای پارک مناسب برای خودرو، طی کردن مسیر های اضافه و .... ما برای حل این مشکل به جای معرفی جداگانه جاذبه های گردشگری، منطقه های گردشگری را در هر شهر به شما معرفی می کنیم.  شما در یک منطقه گردشگری می توانید یک نیم روز یا یک روز کامل بیشترین بهره را با طی کمترین مسیر و کمترین هزینه داشته باشید و بهترین اولویت بندی را برای زمان محدود خود از قبل داشته باشید.

رزرو هتل های دو ستاره، سه ستاره ، چهار ستاره و پنج ستاره و هتل آپارتمان های تهران با بیشترین تخفیف به همراه بررسی نظرات مسافرینی که در هتل های تهران اقامت داشته اند میتواند کمک بزرگی به انتخاب شما کند.


هتل پارسیان اوین تهران

هتل پارسیان اوین تهران با قدمتی در حدود نیم قرن، هتلی چهار ستاره است که در یکی از مناطق خوش آب و هوای شمالی تهران قرار گرفته‌است. این هتل 4 طبقه، بیش از 150 باب واحد اقامتی متنوع شامل: اتاق یک تخته، اتاق دو تخته، سوئیت معمولی و سوئیت رویال را در خود جای داده‌است. اتاق‌های آن منظره زیبایی رو به فضای سبز و درختان کهنسال موجود در محوطه هتل دارند. صبحانه مفصل این هتل از بسیاری از هتل‌های پنج ستاره نیز تنوع بیشتری دارد. هتل پارسیان اوین تهران از سال 80 جز گروه هتل‌های پارسیان شده‌است. این هتل پس از انجام آخرین بازسازی در سال 87 به امکانات و استانداردهای روز هتلداری دنیا مجهز شده‌است. هتل پارسیان اوین تهران با قرارگرفتن در خارج از طرح ترافیکی زوج و فرد، دسترسی سریع به مرکز شهر، فرودگاه، بزرگراه‌ها و شاهراه‌های اصلی دارد. رستوران پردیس با طراحی بی‌نظیری از چوب به همراه رنگ‌های گرم و با سرو غذاهای فرنگی، رستوران تابستانی آبشار در اطراف استخر، رستوران چینی، کافی شاپ 24 ساعته، فروشگاه صنایع دستی، سالن همایش، سالن کنفرانس، سالن اجتماعات، استخر روباز، سونا، جکوزی، دستگاه ماساژ و لاندری از جمله امکانات این هتل است. در این هتل همچنین خدمات رفاهی ویژه معلولین مانند اتاق ویژه در جهت آسایش هر چه بیشتر این عزیزان تعبیه شده‌است.


دسته :

بیماری های روانی و قدرت بخشی به مغز


تاریخ انتشار پست : 1396/8/18 بازدید : 2

وقتی اسم بیماری روانی به میان می آید احساس ناخوشایندی به ما دست می دهد، ولی بسیاری از این بیماری های روانی با خود قدرت های فرا انسانی را به بیمار می بخشند که ممکن است در تغییر دیدگاه نسبت به بیماران روانی سهم بسزایی داشته باشد

 

بدون شک کسی دوست ندارد به او بیمار روانی گفته شود یا حتی با خود فکر کند که نشانه هایی از بیماری روانی در او دیده می شود، چه برسد به این که واقعاً به چنین اختلالاتی دچار شده و با عواقب آن روبرو گردد. شاید بتوان ادعا کرد که کمتر کسی پیدا می شود که از اختلالی روانی، هر چند کوچک و بی اهمیت، رنج نبرد. در چنین مواردی ممکن است اطرافیان و حتی خود فرد نیز از اختلال روانی اش بی خبر باشند. در کل می توان گفت که تمامی افراد فکر می کنند که بیماری های روانی هیچ جنبه ی مثبتی نداشته و هیولاهایی هستند که انسان را در کام خود فرو می برند.

 

وقتی اسم بیماری روانی و شخص روانی به میان می آید احساس ناخوشایندی به ما دست می دهد، انگار که با یک بیماری هولناک یا یک هیولا روبرو شده ایم. به همین دلیل شاید بدترین توهین به هر شخصی این باشد که او را روانی نامیده، یا گفت که مشکل روانی دارد و باید به روانشناس و روان درمانگر مراجعه نماید. بیماری های روانی تاثیرات و انگ های ناخوشایند اجتماعی با خود به همراه دارند. در آینده شاید دیگر شاهد دیدگاه منفی این چنینی به بیمارانی که از اختلالات روانی رنج می برند نباشیم زیرا مشخص شده که این بیماری های روانی گاه با اثرات جانبی بسیار مفیدی همراه هستند.

 

مطالعات متعدد نشان داده که برخی از اختلالات روانی با خود نعمت ها و قابلیت های ذهنی را به ارمغان می آورند که هر انسانی آرزوی داشتن آن ها را دارد و قابلیت هایی فراانسانی شناخته می شوند. در ادامه قصد داریم شما را با برخی از بیماری های روانی آشنا کنیم که همراه با خود قدرت های فرا انسانی خارق العاده ای را به ارمغان خواهند آورد.

 

۱- اختلال هویت تجزیه ای می تواند احساس درد را در شما از بین ببرد

بیماری روانی «اختلال هویت تجزیه ای» (Dissociative identity disorder) معمولاً در فیلم ها و سریال ها به شیوه ای گیج کننده و ناخوشایند به تصویر کشیده می شود. در فیلم ها افراد دارای این اختلال روانی معمولاً شخصیت های جداگانه داشته و هر کدام از این شخصیت ها با افکار متفاوت خود اتفاقات عجیب و غریب و باورنکردنی را در اجتماع رقم می زنند. اما این بیماری در انجام دادن کارهای خطرناک و غیرمعمول خلاصه نمی شود. در واقع مغز این افراد تجربیات و احساسات ناخوشایند را با تغییر دادن ماهیت آن ها سرکوب می نماید. اما اخیراً روانشناسان دریافته اند که این روش در واقع راهی برای مقابله با شرایط ناخوشایند و نامطلوب روانی است. بدین ترتیب شخص برای این که از درد و رنج عاطفی خلاصی یابد خود را شخصیتی دیگر فرض می کند.

 

اما در هر صورت این نوع اختلال یک اختلال روانی به شمار می آید زیرا فرد شخصیت های متقاوتی را به خود می گیرد که در واقع متعلق به او نیست. وقتی که یک شخص مبتلا به این اختلال دچار تجزیه شخصیتی می شود، مغزش به طور کامل آن ها را گول زده تا باور کنند که شخص دیگری هستند، بدون این که از دوران استراحت و خوشگذرانی ذهنی شان در کالبد یک شخصیت دیگر غیر از خود، کوچکترین خاطره ای به یاد داشته باشند. برای مثال وقتی که شخصی به نام ماری برای اجتناب از احساسات دردناک دچار دوقطبی شدن شخصیت می شود، دیگر خاطرات دورانی که شخصیت سوزان سکان هدایت رفتارهای او را بدست گرفته است را به یاد نخواهد آورد.

 

همچنین این اختلال ممکن است باعث شود که مغز فرد طوری رفتار کند که شخص احساس درد فیزیکی نیز نداشته باشد.در واقع در چنین شرایطی این اختلال با تغییر هویت فرد باعث می شود که خاطرات ناگوارش را فراموش کند؛ چه آن خاطره آزار روحی از یک آزار جسمانی باشد و چه آسیب روحی از نجات از یک تصادف که نزدیک بوده باعث مرگ وی شود. کسانی که در یک حادثه ی تصادف یا واقعه ی مرگبار بوده اند چنین تجربه ای را درک خواهند کرد.

 

۲- اختلال شخصیت وسواسی جبری باعث می شود حافظه ی قدرتمندی داشته باشید

مطالعات انجام گرفته بر روی افراد شدیداً وسواسی نشان داده که بین به یادآوری سریع کلمات و میزان وسواس و اضطراب ارتباط وجود دارد. در این مطالعه به مشارکت کنندگان در تحقیق ۳۲۰ کلمه ی بامعنی و ۱۴۰ کلمه ی بی معنی داده شد.در ۲۸۰ کلمه تکرار شده تمامی گروه ها نتیجه ی مشابهی داشتند اما افرادی که دچار «اختلال شخصیت وسواسی جبری» (Obsessive-Compulsive Disorder) بودند بسیار سریع تر  و با دقت بیشتری کلمات را به یاد می آوردند.

 

انباشته کردن (ذخیره کردن) معمولاً پدیده ای است که در افراد دارای اختلال شخصیت وسواسی جبری دیده می شود اما این موضوع تنها در مورد اشیاء نخواهد بود. «انباشته کردن خاطرات» نیز روشی دیگری از انباشته کردن است که معمولا در میان این بیماران دیده می شود. این روش به صورت اجباری و به عبارت دیگر غیرارادی رخ می دهد زیرا افراد مبتلا به این اختلال به صورت بیولوژیکی توجه بیشتری به جزییات ریز خاطرات و حافظه خود دارند که معمولاً در میان افراد عادی دیده نمی شود.

 

عصب شناسان پس از اسکن مغز افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی اجباری دیدند که بخش هایی از مغز این افراد که مربوط به یادآوری تکراری خاطرات بود نسبت به افراد معمولی بزرگ تر است که به شکل گیری خاطرات بیشتری از اتفاقات گذشته منتهی می شود.مطالعاتی که در دانشگاه ایروین انجام شده نشان می دهد که افراد دارای اختلال شخصیت وسواسی اجباری دارای توانایی یادآوری اطلاعات فراتر از مغز یک انسان عادی هستند. به عبارت دیگر زمانی که مغز یک شخصیت وسواسی در حال پردازش وسواس است می تواند هر چیزی که در مورد آن وسواس وجود دارد را به سرعت به یاد بیاورد.

 

۳- اختلال کم توجهی- بیش فعالی می تواند شما را به یک نابغه ی خلق تبدیل کند

افرادی که به اختلال کم توجهی- بیش فعالی (Attention deficit hyperactivity disorder) دچار هستند معمولاً قبل از خوردن صبحانه نیز ایده های خلاقانه ی زیادی خواهند داشت که از تمام ایده های خلاقانه ی یک فرد معمولی در تمام طول روز نیز بیشتر خواهد بود. در واقع این اختلال باعث می شود که ریسک پذیری شخص افزایش یابد که به خلاقیت ذهنی فرد منجر خواهد شد. اغلب این افراد به اشتباه به آرام و قرار نداشتن منفی و کمبود توجه متهم می شوند اما آن ها دلایل خوبی برای بی قراری و کم توجهی به مسایل اطراف دارند.

 

مغز افراد دارای اختلال کم توجهی- بیش فعالی هیچ بردباری در برابر چیزهای که علاقه ای به آن ها ندارد نخواهد داشت و بدون خستگی و آرامش در جهت تمرکز کردن بر روی چیزهایی که علاقه داشته و معمولاً دارای مقادیر بالایی ریسک هستند تلاش خواهد کرد. به همین دلیل مغز متفکر همیشه ریسک پذیر بوده، نرمال بودن را به چالش کشیده و برای دیدن چیزها از زاویه ای جدید باورهای عمومی را نمی پذیرد. اگر چه ممکن است در درس هندسه نمره بالایی دریافت نکند اما بدون شک اولین دانش آموز در کلاس خواهد بود که می پرسد:” دلیل منطقی برای یاد گرفتن این مبحث چیست؟”. مغز این افراد به جای این که مثل دیگر افراد به راحتی قبول کند که دو بعلاوه دو در نهایت چهار خواهد شد، به دنبال پیدا کردن راهکارها و پاسخ های خلاقانه می گردد.

 

این افراد معمولاً در شرایط بحرانی و خطرناک سریع تر تصمیم می گیرند به همین دلیل شانس بقای آن ها در چنین مواردی نسبت به یک شخص عادی بسیار بیشتر است. حتی این افراد در بسیاری از موارد قبل از این که از تصمیم خود شناخت کاملی داشته باشند به طور غیرارادی و ناخودآگاه عکس العمل های خلاقانه انجام می دهند. نمی توان عکس العمل های این افراد را پیش بینی کرد زیرا آن ها همواره از روش های خلاقانه استفاده می کنند. در واقع مغز افراد دارای اختلال کم توجهی- بیش فعالی مقدار بسیار زیادی به اتفاقات و محرک هایی که محیط اطراف به آن ها وارد می کند وابسته است.

 

آن ها همیشه در حال رویاپردازی و امتحان احتمالات در ذهن خود هستند به همین دلیل در حوزه ی موسیقی و نویسندگی و کارهای دستی خلاقیت بسیار بالایی داشته و معمولاً موفق هستند. تاریخ نیز نشان داده که افراد دارای چنین اختلالی معمولاً افراد موفقی در کار بوده اند. از افراد سرشناس مبتلا به این اختلال می توان به لرد بایرون، کورت کوبین، جاستین تیمبرلیک، ویل اسمیت و مایکل فلپس اشاره کرد.

 

بیماری‌های روانپزشکی

بیماری های روانی با خود قدرت های فرا انسانی خارق العاده ای را به ارمغان می آورد‎

 

۴- شخصیت دوقطبی می تواند شما را دارای قدرت مقاومت خارق العاده، همدلی شدید و قدرت بویایی بی نظیری کند

بر اساس مطالعات انجام گرفته افراد دارای اختلال شخصیت دو قطبی (Bipolar disorder) معمولاً دارای قدرت همدردی، معنویت و انعطاف بالایی هستند. همدردی چیزی است که در اعماق مغز ما رخ داده و باعث می شود که دردهای دیگران را حس کنیم و این حس در افراد دارای اختلال شخصیت دو قطبی نسبت به دیگر افراد بسیار قوی تر است. تاثیر پدیده «واقعی بینی افسرده کننده» که در بیماران دارای شخصیت دو قطبی باعث می شود که این افراد تصویر واقعی تری از دنیای اطرافشان داشته باشند و در دراز مدت این دیدگاه ها و تصورات تکراری می تواند ان را انعطاف پذیرتر و مقاوم تر سازد.

 

اتفاقی رخ می دهد و شما تجربیات و تصورات خاصی را خواهید داشت و در صورت تکرار این اتفاق، افراد دارای اختلال دو قطبی بودن شخصیت انعطاف و استقامت بیشتری در برابر این موضوع خواهند داشت. بیش از ۹۰ درصد افراد معنویت خود را منبع آرامش خود در مواجهه با دنیای پر از آشوب می دانند اما افراد دارای اختلال دو قطبی شخصیت بیش از بقیه آرامش خود را در این حوزه جستجو می کنند. این افراد به دلیل حس های قوی معنوی خود در آرامش ها و درمان های معنوی قوی تر و بهتر از دیگر افراد عمل می کنند. از آن جایی که افراد دارای اختلال دو قطبی شخصیت عواطف و احساسات بسیار قوی دارند این موضوع در مورد حس های دیگر نیز صدق می کند و برای مثال این افراد معمولا از حس بویایی بسیار قوی برخوردار هستند.

 

یکی از نشانه های اختلال دو قطبی شخصیت حساسیت شدید است و افراد دارای این اختلال معمولاً حساسیت شدیدی به بو دارند. در واقع این افراد بوهایی که با اتفاقات و تجربیات خاص در ارتباط هستند را خیلی سریع تشخیص داده و با استفاده از این حساسیت می توانند خاطرات بسیاری را به یاد بیاورند. قدرت های فراانسانی در افراد دارای شخصیت دو قطبی محدودیت های ظاهری یک «مغز سالم» را نادیده می گیرند و این افراد می توانند تجربیاتی داشته باشند که در یک انسان معمولی دیده نمی شود.

 

۵- اختلالات روان پریشی می تواند مهارت باورنکردنی در حل مسائل ریاضی به شما بدهد

بر اساس مطالعات انجام گرفته در دانشگاه ریکیاویک ایسلند، بسیاری از افرادی که از توانایی های خارق العاده ای در زمینه ی حل مسائل ریاضی برخوردارند، دارای جنبه هایی از بیماری روان پریشی هستند. به عبارت ساده تر در میان دانشجویانی که در این دانشگاه حضور داشته و بهترین نمرات را در دروس ریاضی دریافت کرده بودند نشانه های مشترکی از بیماری روان پریشی دیده می شدو بسیاری از استادانی که در زمینه ی حل مسائل ریاضی از دیگران برتر بودند سابقه ی بستری شدن در بیمارستان های روانی را داشتند. جان نَش یکی از سرشناس ترین ریاضیدانان دوران ما، از اختلال اسکیزوفرنی رنج می برد.

 

درک تصویری نابهنجار نش به مغز او اجازه می داد که ریاضی را از دیدگاهی ببیند که هیچ معلم یا استاد ریاضی نمی توانست تصور آن را بکند. زندگی نش در فیلم «ذهن زیبا» (A Beautiful Mind) در سال ۲۰۰۱ با هنرمندی راسل کرو به تصویر کشیده شد. این فیلم نشان می داد که افراد دارای توانایی خارق العاده در حل مسائل ریاضی، جنبه هایی از دیوانگی، جنون و اسکیزوفرنی را در خود دارند. در واقع نورون های مغز افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، درک تصویری بسیار متفاوتی پیدا می کنند و البته در برخی از موارد می توانند واقعیت را طوری تغییر دهند که به نتایج مثبت و خوشایندی منتهی شود و این همان چیزی است که ریاضیدانان در استقرا و نتیجه گیری های ریاضی به آن نیاز دارند.

 

۶- اضطراب می تواند فرد را به شدت باهوش کند

ذهن های مضطرب و مشوش همواره در حال سیر و سرگردانی هستند. فرد مضطرب برای یک بیدار شدن ساده و بیرون رفتن از اتاق نیز از قبل برنامه ریزی می کند و فکر می کند این موضوعات ساده ممکن است خطرات بالقوه ای را بر سر راه او قرار دهند. به عبارت دیگر در هر لحظه تئوری های توطئه بسیاری در ذهن فرد مضطرب وجود دارد. اما این نوع تفکر، روشی جادویی برای مجبور کردن مغز به شکل دادن مسیرهای ارتباطی جدید است. برای مثال بر اساس مطالعاتی که بر روی یهودیان اشکنازی صورت گرفته، که میزان اضطراب در میان آن ها بسیار زیاد است، این گروه قومی معمولاً ضریب های هوشی بالایی دارند.

 

مطالعات دیگر نیز وجود رابطه بین ضریب هوشی و اضطراب را تایید کرده اند. روی هم رفته می توان ادعا کرد که اختلالات اضطرابی ارتباط مستقیم و باورنکردنی با مهارت های زبانی دارند. همچنین مشخص شده افرادی که به اضطراب اجتماعی دچارند، همدردی بیشتری نسبت به سایرین دارند که به هوش عاطفی بالا و مهارت های زبانی آن ها دلالت دارد. در مورد مهارت زبانی بالا در این افراد باید گفت وقتی که فرد مضطرب می خواهد تمامی احساسات و افکار مضطربانه ی خود را به زبان بیاورد، مغز مضطرب او باید تمامی ترس و نگرانی ها را به یاد بیاورد که به قدرت یادآوری و حافظه بیشتر و مهارت های تفکر انتقادی منجر خواهد شد.

 

۷- سندروم توره می تواند دقت باورنکردنی را به ورزشکاران ببخشد

سندورم توره (Tourettes) معمولاً در فیلم ها و سریال ها به شیوه ی نادرستی و به عنوان یک رفتار زننده و ادا کردن حرف های رکیک بدون این که کنترلی روی آن ها وجود داشته باشد به تصویر کشیده می شود. اما مطالعات نشان داده که در ذهن افراد مبتلا به سندروم توره نبردی شناختی و بی پایان بین وسوسه ها و تلاش برای کنترل کردن وسوسه های ناخوشایند وجود دارد. این موضوع باعث می شود که فرد وقتی به صورت فعال در حال جدا کردن وسوسه های خوشایند از ناخوشایند است از قدرت شناختی بالایی برخوردار باشد و بر روی هر وسوسه خاص هزاران بار بیشتر از یک شخص معمولی تمرکز کند.

 

برخی از افراد مبتلا به این سندروم مانند تیم هاوارد، دروازه بان مشهور، می توانند این وسوسه ها را به شیوه هایی فراانسانی کنترل کنند. این همان چیزی است که باعث می شد دقت دیوید بکهام در زمین و شوت کردن توپ به سمت دروازه به مقدار بسیار زیادی افزایش یابد. این اختلال در میان بسیاری از ورزشکاران مشهور دیده می شود که قدرت و دقت آن ها را به شدت افزایش داده است.

 

۸- افسردگی شما را خلاق خواهد کرد

بر اساس مطالعات موسسه کارولینسکا، افرادی که در زمینه های کاری که نیاز به خلاقیت بالایی دارد کار می کنند احتمال این که به افسردگی دچار شوند بسیار بیشتر است. نویسندگان مشهور معمولاً خود را در اتاق هایشان حبس می کنند و تنها آشوب همه جانبه ی درونیشان است که آن ها را همراهی کرده و با آن ها هم صحبت می شود، به همین دلیل این افراد معمولاً به افسردگی دچار می شوند یا هستند. اگر چه نمی توان افسردگی را ستود اما نمی توان تاثیرات خلاقانه ی آن را نیز انکار کرد. برای مثال ونسان ون گوگ آنقدر افسرده بود که گوشش را کند و برای معشوق سابقش فرستاد اما می توانست تمام افسردگی های و افکار ناخوشایندش را در قالب هنر نقاشی بروز دهد.

 

همین موضوع نیز در مورد ادوارد مانش و تابلو مشهور «جیغ» صدق می کند. ون گوگ و مانش تنها هنرمندانی نبودند که به افسردگی دچار بودند. چارلز دیکنز، ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف، تنسی ویلیامز، سیلویا پلت، و شاید همه ی نویسندگان اطرافمان به نحوی از اختلال افسردگی رنج می بردند. شاید بتوان ادعا کرد که بدون افسردگی هنری نیز وجود نداشت!

 

۹- اوتیسم می تواند شخص را به یک شخصیت دانا با ظاهری عقب افتاده تبدیل کند

وقتی که به اوتیسم فکر می کنید شاید اولین چیزی که به ذهنتان بیاید فیلم «مرد بارانی» (Rain Man) با حضور تام کروز و برادر اوتیسمی اش داستین هافمن باشد. در واقع هوشی که هافمن در فیلم در زمینه ی خواندن کارت های بازی دارد در میان بیماران اوتیسمی چیز غیرطبیعی نیست. معمولاً ۱۰ درصد از افراد دارای اختلال اوتیسم در زمره ی افراد با هوش خارق العاده در زمینه ای خاص قرار می گیرند. در واقع مهارت ریاضی این افراد حتی دانشمندان را نیز متحیر کرده است.

 

بر اساس مطالعات گسترده ای که در دانشگاه کمبریج صورت گرفته، افرادی که در حوزه ی علوم، تکنولوژی، مهندسی و ریاضی فعال هستند نسبت به افراد شاغل در دیگر حوزه ها نشانه های ابتلا به اوتیسم بیشتری داشته اند یا به عبارت بهتر در طیف آزمایشی اوتیسم نمرات بالاتری را بدست آورده اند. اگر چه این افراد را نمی توان اوتیسمی نامید اما احتمال این که اختلال افسردگی شیدایی را تجربه کرده یا بکنند بیشتر از سایر افراد خواهد بود

 

منبع: rooziato.com/سیمرغ

عذرخواهی کردن زیاد، خوب یا بد؟!


تاریخ انتشار پست : 1396/8/10 بازدید : 2

عذرخواهی

افراد زیادی فکر می کنند در مکالمات روزنانه خود زیادی عذرخواهی می کنند

 

آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که زیاد عذرخواهی می کنند؟ نمی دانید؟ خب، سعی کنید وقت هایی که عذرخواهی می کنید، مچ خودتان را بگیرید. مثلا وقتی کسی به گوشی موبایلش خیره شده است به شما برخورد می کند، وقتی گارسون رستوران برای تان نوشیدنی اشتباهی می آورد یا وقتی یک نفر کیفش را روی تنها صندلی خالی مترو گذشته است، شمایید که می گویید معذرت می خواهم؟ اگر این طور است، بقیه این متن را بخوانید.

 

اول از همه این که شما تنها نیستید. افراد زیادی فکر می کنند در مکالمات روزنانه خود زیادی عذرخواهی می کنند. شاید باورتان نشود اما کارشناسانی هستند که این دوران را «عصر عذرخواهی» نامیده اند. اگرچه آنها بر اساس آمارهای کشورهای اروپایی به چنین عنوانی رسیده اند اما خب در کشور ما هم لابلای افرادی که با «ملاحظه» حتی بیگانه اند، افرادی هم هستند که زیاد عذرخواهی می کنند.

 

لابد می پرسید مگر مؤدب بودن ایرادی هم دارد؟ این در حالی است که رسانه ها دائم می گویند از عزت نفس مان محافظت کنیم و این که اگر خودمان را دست پایین بگیریم، برای سلامتی مان ضرر دارد. برای این سوال که عذرخواهی خوب است یا بد، جواب واضحی وجود ندارد و تا حد زیادی به موقعیت و این که چرا عذرخواهی می کنیم، بستگی دارد. شاید باورتان نشود که یک عذرخواهی چقدر ابعاد متفاوتی می تواند داشته باشد.

 

اغلب تصور می شود که به احتمال بیشتر، این زنان هستند که ممکن است زیاد عذرخواهی کنند؛ اما نکته جالب اینجاست که این تصور زنان است! در مطالعات اخیر، پرسش شوندگان زن گفته اند 44 درصد از زنان زیادی عذرخواهی می کنند، در حالی که به نظرشان این رقم در مورد مردان تنها پنج درصد است اما پرسش شوندگان مرد در پاسخ به همین سوال گفته اند به نظرشان زن ها و مردها به یک اندازه عذرخواهی می کنند.

 

عذرخواهی مردانه و زنانه

«کارینا شومان» (Karina Schumann) از دانشگاه «پیتزبورگ» 11 سال پیش تحقیقاتش را در روانشناسی از چنین بحث هایی شروع کرد. خودش می گوید: «مردم می گفتند مردها اصلا عذرخواهی نمی کنند چون اصلا قبول ندارند که اشتباه کرده اند؛ در حالی که زن ها برای همه چیز عذرخواهی می کنند، بدون این که حتی به آن فکر کنند. من احساس می کردم این حرف ها پایه علمی ندارد و می خواستم برای آن پشتوانه ای علمی بسازم.» به همین دلیل، شومان از گروهی از دانشجویان کانادایی خواست در دفتری، همه وقایع روزانه ای را که فکر می کنند ارزش عذرخواهی دارد، به اضافه این که عذرخواهی کرده اند یا نه، یادداشت کنند.

 

نتیجه این بود که زن ها و مردها برای مواردی که فکر می کردند ارزش عذرخواهی دارد، هر دو به یک نسبت گفته بودند «ببخشید!» تفاوت در این بود که زن ها برای مواردی احساس می کنند نیاز به عذرخواهی است که از نظر مردها هیچ دلیلی برای عذرخواهی ندارد. در نتیجه زن ها در عمل بیشتر می گویند «ببخشید» یا «معذرت می خواهم».

 

شومان برای یافته هایش، عنوان «فرضیه آستانه» را انتخاب کرد که با مطالعات بعدی هم تایید شد؛ در تعیین این که چه چیزی نیاز به عذرخواهی دارد، مردها آستانه بالاتری دارند و زن ها حساسیت بیشتری. به بیان دیگر، بانوان حساس ترند و زودتر به احساس عذرخواهی می رسند.

 

اگر این طور باشد آیا خودش یک مشکل نیست؟ اگر گشتی در اینترنت بزنید، تصاویر و جمله ها و اسلایدهایی آموزشی پیدا می کنید که از زنان می خواهد در ایمیل ها و مکالمات کاری خود، کمتر از کلماتی استفاده کنند که معنای عذرخواهی دارد؛ چون با این کار از احساس تسلط خود در کار کم می کنند، عزت نفس شان را پایین می آورند و حتی تصویر خودشان را در محل کار خراب می کنند.

 

بخشی از این فرض ها احتمالا هیچ پایه علمی ندارند و از شناخت سوگیرانه ما نشأت می گیرند. همه ما می دانیم عذرخواهی کردن چقدر می تواند سخت باشد، حتی وقتی می دانیم به نفع رابطه است. «مایکل ونزل» (Michael Wenzel) از دانشگاه فلیندرز می گوید: «احتمالا مردم به اشتباه فکر می کنند زیان های عذرخواهی از سود آن بیشتر است. برای همین هم نمی توانند نتایج مثبت روانشناختی عذرخواهی را ببینند یا پیش بینی کنند و ذهن شان بیشتر با هزینه های عذرخواهی کردن مشغول است.»

 

عذرخواهی بدون فکر

گروه ونزل به این نتیجه رسید وقتی مردم بابت کاری که دیگری را ناراحت کرده است، زیر بار عذرخواهی نمی روند، در مقایسه با این که هیچ کاری نکنند، بیشتر احساس قدرت می کنند و حس می کنند بیشتر به ارزش های شان چسبیده اند. در نتیجه حس می کنند عزت نفس شان هم بالا رفته است. ونزل می گوید: «احتمالا پشت پرهیز ما از عذرخواهی، نوعی دفاع از خودمان وجود دارد؛ میل به این که قدرت و کنترل مان را حفظ کنیم و حس کنیم با اصرار به حفظ ارزش های مان، تمامیت خود را حفظ کرده ایم.»

 

نتیجه تعجب آور این بود وقتی مردم عذرخواهی می کردند، در مقایسه با این که هیچ کاری نکنند، باز هم همین منافع را برای شان داشت؛ یعنی هم احساس قدرت بیشتری می کردند و هم حس می کردند ارزش های شان را حفظ کرده اند. البته به نظر ونزل این نتیجه هم منطقی است، چون افراد از این طریق نشان می دهند اخلاق مدار و خوبند و در عین حال با ایجاد فرصت اصلاح کاری که کرده اند، دوباره کنترل را به دست می گیرند و شاید اگر بدبینانه نگاه کنیم، فرصت دستکاری کردن ذهن قربانیان خود را به دست می آورند!

 

خب، پس این که عذرخواهی کنید یا این که از عذرخواهی سر باز بزنید، هر دو منافع روان شناختی مشابهی دارد. نکته این جاست به جای آن که هیچ کاری نکنید، تصمیم بگیرید می خواهید کدام کار را انجام بدهید.

 

عذرخواهی کردن باعث می شود افراد احساس شرمندگی کمتری را تجربه کنند و همین به آنها انگیزه می دهد تا سالم تر رفتار کنند، اگر افراد به جای آن که دائم در موردش فکر کنند یا به کاری مشغول شوند که حواس شان را پرت کند، عذرخواهی کنند، احساس شرمندگی خیلی کمتری خواهند داشت و در نتیجه رفتارهای سالم تری را در پیش می گیرند، غذای سالم تری می خورند، ورزش می کنند و خوب می خوابند. این رویه منافع کاربردی بیشتری هم دارد و باعث می شود که فرد در نگاه غریبه ها گرم تر و قابل اعتمادتر به نظر برسد!

 

حتی عذرخواهی کردن در مورد وضعیت آب و هوا هم روی این که قابل اعتمادتر به نظر برسید، تاثیر دارد. این را نتایج تحقیقات میدانی می گوید که نشان می دهد وقتی صحبت خود را با عذرخواهی شروع کنید، احتمال بیشتری دارد بتوانید برای یک تماس، موبایل فرد غریبه ای را قرض بگیرید.

 

معذرت خواهی صحیح

عذرخواهی کردن باعث می شود افراد احساس شرمندگی کمتری را تجربه کنند

 

عادت یا نمایش؟

پس دست کم وقتی عذرخواهی واقعی است، اصلا عادت بدی نیست؛ اما وقتی عذرخواهی حتی هشیارانه هم نباشد، چه برسد به این که خالصانه و واقعی باشد، آن وقت چه؟ «کیت فاکس» (Kate Fox) انسان شناسی است که قبل از نوشتن کتابش، «Watching The English» دست به مطالعه ای میدانی زد. او در خیابان راه می رفت و وانمود می کرد اتفاقی به مردم برخورد می کند و می خواست ببیند چند درصد از مردم برای این که فاکس خودش را به آنها کوبیده است، از او عذرخواهی می کنند! 80 درصد از انگلیسی ها در لحظه به او گفتند ببخشید! و بین زنان و مردان از این نظر اختلافی نبود.

 

او به کشورهای دیگر هم رفت و خودش را در خیابان به این و آن کوبید تا ببیند آیا در کشورهای دیگر هم مردم از او عذرخواهی می کنند یا خیر. به گفته فاکس، این که مردم در لحظه و به صورت ناخودآگاه بگویند «ببخشید»، عذرخواهی نیست بلکه یک عادت رفتاری برای مؤدب بودن است و هیچ معنایی ندارد. خودش می گوید: «در برخی کشورها به من می گفتند «مراقب باش» یا «حالت خوبه؟» یا دست شان را به سمتم می آوردند تا مطمئن شوند چیزی نشده است و خودم می توانم به راهم ادامه دهم.»

 

عذرخواهی های متفاوت

این ایده که عذرخواهی ها همگی بر پایه مشابهی بیان نمی شوند از تحقیقات «متز دویچمن» (Mats Deutschmann) می آید که در دانشگاه «یومی» سوئد روی زبان کار می کند. او حدود پنج سال روی بانک اطلاعات زبانی که در دهه 1990 جمع آوری شده بود مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که عذرخواهی، فقط خطاب به فرد آزرده خاطر نیست، بلکه نمایشی است که ما برای دیگر تماشاگران حاضر هم بازی می کنیم. به علاوه چنان که در بخش انواع عذرخواهی خواهید خواند، خیلی وقت ها هدف واقعی عذرخواهی، دلجویی نیست. شاید باورتان نشود اما ظاهر افراد هر چه جوان تر باشد، بیشتر عذرخواهی شان واقعی است.

 

مطالعه ای که سال گذشته در دانشگاه ایالتی اوهایو روی 755 نفر انجام شد، نشان می دهد که:

 

موثرترین عذرخواهی ها، شش عامل اصلی دارند.

- ابراز پشیمانی

- توضیح این که چه چیزی اشتباه بوده است.

- ابراز آگاهی از این که مسئولیت آن با فرد عذرخواهی کننده است

- اعلام نوعی توبه

- پیشنهاد ترمیم یا جبران یا اصلاح موقعیت

- تقاضا برای بخشایش

 

شاید بعد از خواندن این متن دیگر زیاد نگران «ببخشید» گفتن های تان نباشید. در عوض با دانستن انواع بیان عذرخواهی و البته مولفه های موثر در مقبولیت آن، عذرخواهی های موثرتری داشته باشید و عذرخواهی های دیگران را هم بهتر درک کنید.

 

انواع عذرخواهی

 

خودکار و غیرضروری

عذرخواهی مبتنی بر عادت، به جای پشیمانی وقتی به صورت خودکار می گوییم: «ببخشید»، در حالی که ممکن است حتی آن را به موجودی بی جان مثل نرده ورودی فروشگاه گفته باشیم، وقتی سرمان در موبایل مان بوده و به آن برخورد کردیم.

 

اجتنابی

گاهی مجبوریم برای کاری که قبول نداریم نیاز به عذرخواهی دارد، عذرخواهی کنیم. در این موارد عذرخواهی می کنیم بدون این که نامی از اتفاقی افتاده ببریم، مثلا می گوییم: «ببخشید بابت اتفاقی که افتاد».

 

تحقیرآمیز یا تخریبی

به نوعی از عذرخواهی گفته می شود که فرد عذرخواهی کننده موقعیت پیش آمده را مهم نمی داند؛ مثلا وقتی کسی را حسابی آزرده است، برایش ایمیل بزند و بگوید: «ببخشید که ناراحت شدی!» در واقع این احساس را به طرف مقابل می دهد که درکی از شدت ناراحتی و بد بودن رفتارش ندارتد.

 

حمله با ظاهر مثبت

این نوع اصلا عذرخواهی نیست، بلکه در واقع نوعی بی ادبی با چهره ای دیگر است؛ مثلا وقتی به کسی گفته می شود: «خیلی خیلی عذر می خواهم اما شما واقعا احمقید!»

 

تصنعی (FAUXPOLOGY)

کسانی که از این نوع عذرخواهی استفاده می کنند، مسئولیت ناراحتی ایجاد شده را گردن طرف مقابل می اندازند؛ مثلا می گویند: «من خیلی معذرت می خواهم اگر کسی آزرده شده.» با استفاده از کلمه «اگر» در واقع نشان می دهند اساسا قبول ندارند کار بدی انجام شده است و طبیعتا مسئولیت آن را هم قبول نمی کنند.

 

کنایه ای و طعنه آمیز

تُن صدا و محتوای این نوع از عذرخواهی گویای آن است که اصلا بویی از ندامت و پشیمانی ندارند، مثلا: «من خیلی متاسفم که جنابعالی مخالفید اما...»

 

مزاحم و انگلی

نوعی از عذرخواهی هم هست که برای حمایت از بیان دیگری که کاملا بی ربط است به کار می رود؛ یعنی در واقع قصد دارد فرصتی ایجاد کند تا حرف دیگری زده شود، مثلا: «من حتما سیاست های بازگشت کالا را برای شما توضیح می دهم، اما پیش از آن بابت پیگیری نامناسب گلایه های شما پوزش می خواهم.»

 

منبع: مجله همشهری دانستنیها

 

سنگ صبور بودن تا کجا؟!


تاریخ انتشار پست : 1396/8/3 بازدید : 2

آيا شما تاکنون نقش سنگ صبور کسي را داشته ايد؟ اصلا هرگز پاي درد و دل دوست و آشنا مي‌نشينيد؟ اگر پاسختان مثبت است، بد نيست به اين پرسش هم جواب دهيد که در اين شرايط چگونه واکنش نشان مي‌دهيد و براي کمک با فردي که با شما درد دل مي‌کند چه مي‌کنيد؟ فقط شنونده هستيد؟ شايد باور نکنيد اما خيلي از ما در مواجهه با درد دل‌هاي ديگران رفتاري احساسي پيش ميگيريم که گاهي به ضرر فرد مقابل و حتي خودمان تمام مي‌شود.

 

ممکن است برخي از افراد که همواره ناراحتي دارند، سراغ شما بيايند و هميشه کلي درد دل داشته باشند و تا چشمشان به شما مي‌افتد، شروع به درد دل کنند و حتي در اين بين گاهي يادشان برود حالي هم از شما بپرسند تا جايي که بعد از هر ديدار با اين فرد از انرژي و شادي خالي شويد.اگر شما هم چنين افرادي مي‌شناسيد و از دستشان خسته شده ايد، بايد بدانيد اصلا لازم نيست هميشه نقش سنگ صبور را بازي کنيد و زندگي تان را با گوش دادن به درد و دل‌هاي تمام نشدني اين فرد به کام خودتان تلخ کنيد اما چگونه؟

 

دفعه بعد که دوستتان شروع به درد دل کرد خيلي دوستانه و مودبانه از او بپرسيد چه کمکي از دست شما براي حل مشکلش بر مي‌آيد؟ احتمالا اگر کمکي از دست شما بر آيد، دوستتان خواهد گفت و شما با توجه به توانتان به او بگوييد که مي‌توانيد به او کمک کنيد يا نه.

 

اگر هم دوستتان گفت کاري از دست شما بر نمي آيد، در واقع، به طور غير مستقيم متوجه خواهد شد که شما تمايلي به ادامه اين بحث نداريد اما اگر باز هم شروع به دردودل کرد، شما هم مانند خودش عمل کنيد يعني شما پيش دستي کنيد و اين بار شما دردودل کنيد و به او اجازه دردودل ندهيد. شايد به اين ترتيب دوستتان متوجه شود شما هم مشکلات و سختي‌هاي خود را در زندگي داريد.

 

شايد بگوييد دلتان نمي آيد اين کار را انجام دهيد و ترجيح مي‌دهيد همچنان تا ابد سنگ صبورهميشگي اين دوستتان بمانيد، اما واقعيت اين است که با چنين تصميمي در واقع در حق خودتان ظلم مي‌کنيد چرا که شما مي‌توانيد به اين فرد کمکي کنيد و با گوش دادن دائمي به اين دردودل‌ها در واقع مدام خود را در معرض انرژي منفي قرار مي‌دهيد و اين کار به مرور مي‌تواند باعث نا اميدي، بدبيني و بي حوصلگي شما شود. بهتر است اين فرد از کمک يک مشاور يا روان شناس براي حل مشکلات خود بهره بگيريد. شما حق داريد زندگي شاد و آرامي داشته باشيد. البته اصلا بد نيست گاهي به دردودل يک دوست يا آشنا گوش دهيد اما اگر اين دردودل‌ها هميشگي باشد اصلا به سود شما نخواهد بود و البته دوستتان هم نفعي نمي برد.

 

نسخه نپيچيد

همکارتان در حالي که به شدت از دست رئيستان عصباني است پيش شما مي‌آيد و شروع به بدگويي از رئيستان مي‌کند و شما هم با او همراه مي‌شويد و در حالي که به او حق مي‌دهيد عصباني و ناراحت باشد، شروع به بدگويي از رئيستان مي‌کنيد تا او را آرام کنيد.اگر شما چنين رفتاري را در اين شرايط در پيش مي‌گيريد، بايد بگوييم رفتارتان درست نيست و شما ناخواسته نه تنها ممکن است به شرايط بد و سوءتفاهم‌هاي همکارتان دامن بزنيد بلکه ممکن است خودتان هم وارد بازي اي شويد که شايد به ضررتان تمام شود.متاسفانه گاهي دردودل‌ها بوي بدگويي به خود مي‌گيرد و بهترين گزينه اين است که در اين شرايط شما شريک بدگويي‌ها نشويد.

 

اما رفتار درست چيست؟ اگر احساس کرديد در دل طرف مقابل بيشتر رنگ و بوي بدگويي دارد، بهتر است شما تنها به صحبت‌هاي او گوش بدهيد اما او را تاييد يا رد نکنيد.تنها کافي است نشان دهيد به حرف‌هاي او گوش مي‌دهيد و احساسات او را درک مي‌کنيد اما نيازي نيست در مورد رفتار رئيس يا همکارتان قضاوت داشته باشيد، در واقع تنها کافي است با او همدلي داشته باشيد.

 

گوش دادن نياز به مهارت دارد

وقتي پاي درد و دل به ميان مي‌آيد سه واژه «همدلي»، «همدردي» و «همزباني» معنا پيدا مي‌کند. همدلي در واقع يک مهارت است، مهارتي که شامل درک احساسات طرف مقابل مي‌شود اما بدون قضاوت، تاييد و يا رد، در واقع در همدلي نيازي نيست ما نظري درباره صحبت‌هاي طرف مقابل بدهيم.

 

اما همراهي همان طور که از خود واژه اش مشخص است به معناي اين است اگر کمکي از دستمان بر مي‌آيد براي فرد انجام دهيم.همدردي هم وقتي معنا پيدا مي‌کند که براي کسي رنجش و ناراحتي پيش آمده و نياز به همدردي دارد. به طور مثال فرض کنيد همکارتان فرزند بيماري دارد و رئيس تان به او مرخصي نمي دهد و مي‌گويد بايد اول کارش را تمام کند. اگر شما قبول کنيد به جاي او سرکار بمانيد و کارهايش را انجام دهيد با او همدردي کرده ايد و يا اگر قبول کنيد با او فرزندش را نزد پزشک ببريد با او همراهي کرده ايد.

 

منبع: روزنامه آرمان امروز

 

گذری بر فضایل امام محمدباقر علیه السلام


تاریخ انتشار پست : 1396/7/26 بازدید : 2


خداوند هیچ بنده ‏اى را براى عهده‏ دار شدن مقام امامت بر نمى ‏گزیند و او را حجّت آشکار خویش بر آفریدگانش قرار نمى‏ دهد، مگر آن که صفات پسندیده و مکارم اخلاق در وجود او به کمال رسیده باشد و سخن و عملش مطابق حقّ و صلاح باشد.

 

ابن شهر آشوب درباره امام محمد باقر (علیه السلام) مى‏ گوید: او راست‌گوترین، گشاده ‏روترین، بخشنده ‏ترین و عالم‌ترین مردمان بود، همواره ذکر حقّ بر زبانش جارى بود و غذا خوردن یا صحبت با مردم مانع از ذکر وى نبود، مراتب بخشندگى و بزرگوارى آن امام در میان مردم زبانزد بود و هیچ گاه از صله دادن به برادران و دیدارکنندگان و آرزومندان به ستوه نمى ‏آمد، بسیار خاضع و خاشع بود و همواره اهل بیت خود را به تلاوت قرآن فرمان مى ‏داد و هر کس نمى ‏توانست مى ‏فرمود، ذکر بگوید.

 

امام محمد باقر (علیه السلام) بنده مطیع سر به فرمان حقّ بود تا آن جا که نقل شده، روزى یکى از فرزندان حضرت به شدّت بیمار بود و امام بر فراز بسترش نگران و اندوهگین به سر مى ‏برد، ولى پس از درگذشت آن طفل، امام با رویى گشاده با مردم مواجه شد، مردم که از این امر متعجّب شده بودند از علّت آن سؤال کردند، امام (علیه السلام) فرمود: ما به زندگى بستگان خود علاقه‏ مندیم و امیدواریم سالم بمانند و بهبودى یابند، امّا وقتى حکم خدا بر فوت آنها قرار گرفت، به آنچه او دوست مى ‏دارد گردن مى ‏نهیم و راضى هستیم.

 

معاشرت امام محمد باقر (علیه السلام) با دیگران در نهایت ادب و بزرگوارى بود، با دوستان و برادران دینى مصافحه مى ‏نمود و مى‏ فرمود: وقتى دو مؤمن با یک دیگر مصافحه مى ‏کنند، گناهان آن دو مانند برگى که از درختان بریزد، فرو مى ‏ریزد و خداوند تا زمانى که آن دو از هم جدا شوند به آن دو مى‏ نگرد! در رفتار با مردم بسیار نیکوکار و عفیف بود و رفتارش با فقیران و مستضعفان تؤام با مهربانى و ملایمت بود، وقتى کار سنگینى به غلامان خود واگذار مى ‏کرد خودش بسم اللَّه مى‏ گفت و با آنان همکارى مى ‏کرد.[ مشایخ، فاطمه، قصص الأنبیاء (قصص قرآن)، ص 775،]

امام محمد باقر (علیه السلام)، همواره در طلب روزى حلال مى‏ کوشید، و از کار و تلاش ابایى نداشت.



آرامگاه امام محمد باقر(ع) در قبرستان بقیع واقع است

 

مردی از اهل شام در مدینه ساکن بود و به خانه امام بسیار می آمد و به آن گرامی می گفت: «…در روی زمین بغض و کینه کسی را بیش از تو در دل ندارم و با هیچ کس بیش از تو و خاندانت دشمن نیستم! و عقیده ام آن است که اطاعت خدا و پیامبر و امیر مؤمنان در دشمنی با تو است،اگر می بینی به خانه تو رفت و آمد دارم بدان جهت است که تو مردی سخنور و ادیب و خوش بیان هستی!» در عین حال امام محمد باقر (علیه السلام) با او مدارا می فرمود و به نرمی سخن می گفت. چندی نگذشت که شامی بیمار شد و مرگ را مقابل خود دید و از زندگی نومید شد، پس وصیت کرد که چون در گذرد ابو جعفر«امام باقر»بر او نماز گزارد.


شب به نیمه رسید و بستگانش او را تمام شده یافتند، بامداد وصی او به مسجد آمد و امام باقر (علیه السلام) را دید که نماز صبح به پایان برده و به تعقیب نشسته است.
عرض کرد: آن مرد شامی از دنیا رفته و سفارش کرده که شما بر او نماز گزارید.
حضرت فرمود: او نمرده است…شتاب مکنید تا من بیایم.


پس برخاست و وضو و طهارت را تجدید فرمود و دو رکعت نماز خواند و دست ها را به دعا برداشت، سپس به سجده رفت و همچنان تا بر آمدن آفتاب، در سجده ماند، آن گاه به خانه شامی آمد و بر بالین او نشست و او را صدا زد و او پاسخ داد، امام او را نشانید و پشتش را به دیوار تکیه داد و شربتی طلبید و به کام او ریخت و به بستگانش فرمود غذاهای سرد به او بدهند و خود بازگشت.
طولی نکشید که شامی شفا یافت و به نزد امام آمد و عرض کرد: «گواهی می دهم که تو حجت خدا بر مردمانی.[ شیخ طوسى، الأمالی، ص 410، انتشارات دارالثقافة، قم، 1414 هـ ق.]
منبع : islampedia.ir


تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد